۱۰ دلیل نفرت مردم از شغل شان

۱۰ دلیل نفرت مردم از شغل شان

به طورعمده روزانه هیچکس با سطح یکسان و همانندی از انگیزه های اشتغال زایی، اشتیاق و علاقه درگیر کار کردن نمی شوند. اگر بیش از تعداد کمی از افرادی که استخدام و شاغل هستند در شرکتتان به خستگی و اضطراب شدید عادت داده شده اند احتمالا با آنان مشکل پیدا خواهید کرد.

یک مطالعه و تحقیق اخیر که توسط گروه دیل کارنگی انجام شده که نشان میدهد سه چهارم کارکنان به طور کامل درگیر شغل و کارشان نیستند. فقدان و محدودیت مشغولیت می تواند عامل مهمی برای داشتن یک شغل ضعیف باشد. رضایت خاطر کارکنان می تواند بیشتر از انچه که شما فکر میکنید ارزش داشته باشد. پس جنبه ی با ارزش بودن کارکنان، ممکن است باعث تغییر و تحول شود از طرفی ممکن است شما در این راه مقداری پول بر اثر بی دقتی یا نبود اشتغال از دست دهید. یکی از بهترین راهها اینست که هرچه زودتر دلیل ناراحتی کارکنانتان را دریابید وبهترینتان را برایشان انجام دهید تا آنها را به حالت اول برگردانید و شادشان کنید. این برای شما سودمند است.

در اینجا به ۱۰ دلیل مهم در تنفر تمام وقت کارکنان از شغلشان اشاره میکنیم:

۱۰٫ آنها فکر میکنند چمن سبزتر در جایی دیگر است (شرایط بهتری درجایی دیگر وجود دارد):

اگر دوستان کارکنانتان از تجربه ی بالاتری در جایی دیگر برخوردارند چرا نباید کارمندانتان نسبت به آنها حسود باشند؟ پس خودنمایی و پشتیبانی از منافع کارکنان در شرکت های دیگر گاهی می تواند باعث شود که کارکنان شما به کار در جایی دیگر فکر کنند. چشمانتان را برروی فعالیت دیگر کمپانی ها ببندید و بیشتر تلاش کنید که با آنها رقابت کنید. اطمینان حاصل کنید که خصوصیات و آراستگی های شرکت شما همانند گوگل نباشد یا به طریقی نوعی تقلید از آنها نباشد. اما چرا تلاش نکنیم که به کارکنانمان ارزش های دیگری بدهیم که به آن فخر مباهات کنند؟ تا آنها با انگیزه تر و مشتاقانه تر به پرورش کارهای مثبت بپردازند. و شما عاید سود از طریق بهبود فرهنگ شرکتتان شوید.

۹٫ ارزش های خود را با شرکت همتراز نمی بینند:

رضایت از این بابت، جا و مکان شما را تعیین میکند، به شرطی که شغل شما خود فروشی نباشد. اگر شرکت شما به خلاقییت و همکاری و اتحاد ارزش می نهد پس وقت آن است که این ویژگی ها را به طور شفاف برای آنها بیان کنید. به طور منظم بازگشت به عقب و بازبینی ممکن ها، باعث کمک به وفق دادن کارمندان می شود.
ارزش ها و اینکه چگونه خود را با آن وفق دهیم چیزی است که شرکت به آن احتیاج دارد و بیشترین اهمییت را داراست.

۸٫ آنها احساس مهم بودن نمیکنند:

اگر شما زمانی را برای تحسین و تمجید کردن کارکنان خودتان صرف نکنید موظف به تحت فشار گذاشتن شادی و امید کارکنانتان شده اید. چه کار میکنید تا نشان دهید کارکنانتان عضو مهم شرکتتان هستند؟ این به این معنی نیست به آن ها پول بدهید و یا برای هر عملی به آنها پاداش دهید. به جای آن به طور منظم به تحسین و تمجید شفاهی بپردازید. و گاه و بیگاه به آنها هدیه بدهید و یا به آنها برای یک عمل مهم پاداش دهید.

۷٫ ناامنی شغلی:

این عادیست که شما از شغلتان متنفر باشید، زمانیکه نگرانید که چه مدت آنرا دارید، یک ماه یا چند سال. اگر شرکتتان دوران سختش را میگذراند بی ثباتی ممکن است
باعث ویرانی و از بین رفتن کارکنانتان شود با روحیه ای بالا با آنها برخورد و رفتار کنید این ممکن است باعث پایان دادن به ترک کردن کارکنانتان بدون ترس از شما باشد.

۶٫ جایی برای پیشرفت وجود ندارد:

سیاست شرکتتان برای ترفیع درجه چیست؟ بیشتر کارکنانتان شروع به زیاد کردن سواستفاده هایشان می کنند، زمانیکه هیچ شانسی برای پیشرفت در شرکت نیست و این ممکن است باعث ناامیدی از شغل شود. شاید کمپانی شما کوچک باشد ولی این مهم است که برنامه ای برای رشد کارکنانتان همراه با خودتان داشته باشید.

۵٫ آنها ناراضی از حقوق خود هستند:

هیچ چیز باعث خاموش کردن صدای کارکنانتان نمیشود زمانیکه که کمتر از آن چیزی که استحقاق آن را دارند دریافت میکنند. ارزیابی درآمد کارکنانتان در یک زمان مشخص ممکن است غیره واقع بینانه باشد. شما باید به این توجه کنید و از کارکنانتان بپرسید که چکار بکنید صداقت شان ممکن است شما را متعجب کند.

دلیل نفرت مردم از شغلشان

۴٫ بیش از حد فرمالیته:

قوانین ممکن است به گروه تان لطمه بزند. هیچ چیز نا امید کننده تر از این نیست که خودتان قادر به تصمیم گیری نباشید. بالا رفتن استقلال داخلی کارکنانتان همراه با دادن جایی و مکانی برای رسیدن به اهدافشان تحقق میابد. وجود یک اعتماد سالم، افزایش و قابلیت تولید، در کل باعث منفعت شرکت میشود.

۳٫ کارکنان نباید به چالش کشیده شوند:

کارمندانتان در جستجوی یک مسیر ثابت و استوار برای پیشرفت دادن مهارت هایشان و بهبود یاقتن مهارت هایشان در مسیر کار با شما هستند. نبود معنایی برای به چالش کشیدن کار مشخصا باعث اهانت به آنها میشود. درک کنید که آیا کارکنانتان احساس خوبی نسبت به سطح یادگیری و پیشرفت اطلاعاتشان در مسیر کار با شما دارند اگر اینطور نباشد و وضعیتشان بهتر نشود به جایی دیگر خواهند رفت که در آنجا نقصهایشان را برطرف و بهبود سازند.

10 دلیل نفرت مردم از شغلشان

۲٫ اشتیاق از دست رفته:

در اینجا یک تفاوت بزرگ بین زندگی کردن برای کار و کار کردن برای زنده بودن است. آیا کارکنانتان عاشق کاری هستند که میکنند؟ محیط کاری رایج باعث هدایت فرد به تعهد دادن، و به نبود علاقه به کار میشود در گوش دادن به علایق و احساسات صحیح کارمندان تمرکز کنید و به آن ها چنان که باید شایستگی بدهید تا علاقه و وقت خود را تماما صرف کنند.

۱٫ سواستفاده از رئیس:

مدیریت ضعیف ممکن است باعث خراب شدن روحیه حتی در صورت پرداخت به موقع حقوق و یا تمام چیزهایی که کارکنانتان به خاطر آن عاشق کارشان هستند میشود. اجازه ندهیدکه مدیریت و رهبری ضعیفتان باعث خراب شدن فرصت های شغلیتان شود. آیا شما یک مدیر ضعیف و انتقاد گرید؟ آیا شما به خوبی ارتباط برقرار نمی کنید؟ اگر کارکنان ناراضی دارید اولین چیزی که باید به آن نگاه کنید عادت های مدیریتی شماست. کار بعدی که باید انجام دهید صحبت کردن با کارکنانتان برای پایان دادن به مشکلات است. اخراج بی ادبانه و ناخوشایند کارکنانتان باعث تخریب شرکت میشود. هرچه سریع تر به مشکلاتتان پایان دهید قبل از این که کارمندان مهمتان را از دست دهید.

زندگی بسیار کوتاه تر از آن است که آنرا با تنفر از شغلتان بگذرانید.

بنظر شما چه فاکتور های
دیگری برای تنفر مردم از شغلشان وجود دارد؟

منبع:

behindthehustle.com

مترجم:

ثریا معروف پور

با ما باشید