مشکل پنهان در شرکت های نرم افزاری

مشکل پنهان در شرکت های نرم افزاری

بعد از گشت ۳ سال از شروع کار شرکت کارین امواج مراحل سخت و طاقت فرسایی را پشت سر گذاشتیم بارها به بن بست رسیدیم و تعدادی از افراد شرکت به دلیل فشارهای کاری و مالی از شرکت استعفا دادند . جلسات متعددی را برگزار کردیم که ساعت های طولانی ادامه می یافت . ایده های جدیدی به ذهنمان میرسید ولی در نطفه خاموش میشد و هیچ وقت به مرحله سودآوری نرسید . با شروع سال ۹۲ و افزایش تعداد مشتریان و شناخته تر شدن شرکت توانستیم به حداقل نیازهای خود برسیم و در واقع به مرحله خود اشتغالی رسیدیم که با کارآفرینی بسیار متفاوت است و فاصله طولانی دارد با توجه به تعاریف رایج در حوزه کارآفرینی خوداشتغالی کاریست که از میان مشاغل موجود در جامعه به دلخواه فرد انتخاب می شود.کارآفرینی هنگامیست که کاری جدید براساس خلاقیت و فرصت گرائی انجام میشود .اما مشکلی که در اینجا میخواهم به آن اشاره کنم هیچگاه مورد توجه واقعی قرار نگرفته با توجه به بررسی وضعیت موجود شرکتهای نرم افزاری که اکثرا با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند نیاز دیدم که قدری در این مورد بنویسم .

دید ما از نرم افزار به عنوان صنعت :

صنایع مختلفی در کشور ما مشغول به فعالیت هستند که به مراتب وضعیت بهتری نسبت به نرم افزار دارند بیاییم برای یک بار هم که شده با خودمان روراست باشیم . ما شرکتمان را با ۰ ریال سرمایه شروع کردیم شاید خیلی از شرکتهایی دیگر نرم افزاری که تا آخر عمر شرکت خود در تکاپو و کشمکش و استرس بمانند هم همین کار را کرده باشند و این شروع با سرمایه ۰ ریال نه افتخاری دارد و نه از نظر علمی و اقتصادی کار درستی است . تا زمانی که شرکت های نرم افزاری نتوانند جذب سرمایه بکند این وضعیت ادامه خواهد داشت تلاشی عبث و تحلیل توان اعضای شرکت به مرور زمان از لحاظ جسمی و فکری . شاید کسان زیادی هم اکنون این اشتباه را دوباره میخواهند انجام دهند و تصورات آنها بر این پایه است که میتوانند با اجاره یک دفتر کوچک و بردن سیستم کامپیوتری شخصی خود و شروع به برنامه نویسی کردن به گوگل و فیس بوک و ….. برسند ولی آیا شدنی است در نهایت تلاش یک شرکت نرم افزاری با سرمایه ۰ ریال این شرکت میتواند امور جاری خود را گذرانده و به یک خود اشتغالی برسد فقط همین . متاسفانه در کشور ما چیزی به عنوان سرمایه گذار جدی در بخش نرم افزار وجود ندارد بارها با خود اندیشیده ایم که شرکت های یاهو و فیس بوک و گوگل و مایکروسافت بک شبه به وجود آمده اند از یک ایده نرم افزاری یک نوجوان دانشگاهی و با ۰ ریال ولی واقعیت اینطور نیست میلیون ها دلار سرمایه نقدی پشت تمام پروژه های کارآفرینی است تمام شرکتهای اینترنتی و تمام وب سایتهایی که پولساز هستند با میلیونها دلار شروع کرده اند یک جستجوی ساده در وب سایتهای ترجیحا خارجی میتواند این موضوع را کاملا روشن کند چون متاسفانه در داستانی که ما از موفقیت شرکتهای نرم افزاری میشنویم داستان سرمایه گذار و سرمایه حذف شده اند . در کشور ما و در این وضعیت حتی در صورتیکه به عنوان مثال سرمایه گذاری حاضر باشد ۱ میلیون دلار به شرکت نوپای نرم افزاری بدهد این شرکت نمیتواند آن را در توسعه نرم افزار هزینه کند و جایی برای هزینه کردن آن ندارد. چون کارآفرین ما که در حوزه نرم افزار میخواهد کسب و کار خود را شروع کند طرح کسب وکاری برای ایده خود ندارد و میخواهد تمام کارها را لشکر یک نفره یا چند نفره انجام دهد تمام تخصص ها را هم خودش یاد بگیرد و خودش تولید بکند و خودش هم فروش را انجام دهد یک کار نشدنی و خیلی مشکل که بعد از چند سال فشار و استرس و به تحلیل بردن توان شرکت استارتاپ در بهترین حالت منجر به از هم پاشیدگی شرکت و ضعیف شدن و در بدترین حالت منجر به ورشکستگی کامل شرکت خواهد شد .

مشکل پنهانی که از دید شرکتهای نرم افزاری دور مانده است شروع بدون سرمایه و کش و قوسی که همیشه برای به دست آوردن پول وجود دارد .وقتی به مطالعه ی شرکتهای این حوزه در اطراف خود نگاهی میکنیم میبینیم که با بیش از ۱۰ سال سابقه هنوز در حال کش و قوس هستند و رشد و توسعه ی قابل ملاحظه ای نداشته اند و شوک بزرگ وقتی زده میشود که شما همین شرکت را با یک شرکت ساختمانی تاسیساتی و یا هر صنعتی مقایسه میکنید و میبینید که عمق فاجعه تا چه حد است .

زمانی که یک شرکت به عنوان مثال تولید قوطی میخواهد کارش را شروع کند از همان اول با هزینه های واقعی دست و پنجه نرم میکند به عنوان مثال با ۱۰۰ میلیون سرمایه کارش را آغاز میکند این سرمایه ممکن است بخشی از آن وام باشد و بخشی هم آورده شخصی خودش ولی به هر حال تمام هزینه ها و درآمدها را محاسبه کرده در تمام بخش های صنعت هم درآمدها واقعی هستند و هم هزینه ها ولی متاسفانه در صنعت مریض نرم افزار در کشور ما نه سرمایه ای وجود دارد ونه درآمدی به یاد حرفی افتادم که آقای چیا چاره خواه یکی از دوستان عزیز در جلسه ای که با هم داشتیم افتادم و همان جلسه باعث شد این مطلب را بنویسم که میگفت هر کاری که نیازی به سرمایه نداشته باشد به آن مشکوکم و واقعا همین طور است و ما با کمال ناآگاهی و خوش خیالی هر بار که از ما پرسیده میشود کار شما نیاز به سرمایه دارد با افتخار میگوییم نه کار ما با ۰ ریال شروع میشود . یک حقیقت وحشتناک در مورد شرکتهای نرم افزاری این است که سعی میکنند توان مالی خود را با گرفتن کارهای سفارشی و صرف سود ناچیز آن در بخشهای دیگر انجام بدهند .کاری که در طولانی مدت باتلاقی گسترده برای شرکت نرم افزاری درست میکند که برون رفتن از آن و سر باز زدن از قراردادهای تعهدآور که معمولا با مشتریان نا آگاه (دولت) بسته شده کاری بس دشوار است .

یا در راه حل دیگری که سایر شرکتها انتخاب کرده اند استفاده از شرکتها و کسب و کارهای کوچک به عنوان مثال فروش سخت افزار کارهای مربوط به شبکه و آموزش برای جبران این هزینه های نامحسوس نرم افزار میباشد .

متاسفانه این دو روش به حدی معمول شده اند که در حالت اول بازار کارهای سفارشی را بر خلاف سایر کشورهای دنیا در ایران بسیار شلوغ کرده است عرضه نرم افزارهای سفارشی به حدی زیاد شده است که قیمت آن نیز پایین آمده است و تنها ذینفعان واقعی این بازار مشتریان دولتی هستند که به شیوه ای کاملا جابرانه مشغول گرفتن ماهی از آب گل آلود هستند و با استعلام های نا پخته و کارشناسی نشده شرکتهای نرم افزاری را که وارد بازار خودکشی شده اند (بازار نرم افزارهای سفارشی) را تا نهایت ورشکستگی سوق میدهند و با نوشتن قراردادهای باز به اصطلاح مشتریان دولتی (تغییرات به صورت نامحدود در نرم افزار) هر چه بیشتر این صنعت را دچار افت و تحلیلی میکنند .

آری خشت اول و مشکل پنهان همان جذب سرمایه است که ما و شرکتهای دیگر نادیده گرفته ایم و همچنان در کش و قوس هزینه و درآمد دست و پا میزنیم . راه برون رفت از وضعیت بحرا ن نیز جذب سرمایه میباشد در غیر اینصورت همچنان باید با آزمایش و خطا و تلاشی که مزد آن در هر صنعتی به مراتب بیشتر از نرم افزار است دست به تکاپو بزنیم . دور شدن از کارهای سفارشی و مشتریان دولتی و تلاش برای محصولگرایی و نیم نگاهی به تولید انبوه از ویژگیهای مثبت شرکت ما میباشد که هنوز ما را سر پا نگه داشته است . متاسفانه چون هزینه تولید یک نرم افزار نامحسوس است کار تولید آن نیز یک ویژگی گول زننده دارد در کسب و کار دیگر نمیتوان چند ایده را امتحان کرد ولی در صنعت نرم افزار (ما آن را صنعت قلمداد میکنیم نه خدمت) میتوان این کار را انجام داد و همین ویژگی مثبت مثل شمشیر دولبه عمل میکند چون در صنعت های دیگر فرصت اشتباه نیست و شما با یک لیست واقعی از هزینه مواد اولیه و فاکتورهای پرداخت متفاوت روبرو هستید .

قصد من از نوشتن این مطلب ناامیدی از این صنعت نیست بلکه مقصود تغییر روش و پیداکردن مشکل پنهان است که میتواند راه ما را روشن کند . بارها ما مشکل را در فروش در برنامه نویسی در بازاریابی در مشتریان جستجو کرده ایم ولی مشکل پنهان ما و دیگر شرکتهای نرم افزاری نداشتن سرمایه کافی و نبودن سرمایه گذار و تلخ تر از آن نداشتن یک مدل کسب و کار است که آن سرمایه را بتوان در آن هزینه کرد . دنیای واقعی تجارت فانتزی های دوران نوجوانی نیست و به ناچار باید یا تغییر کرد و یا از این صنعت بیرون رفت بدون شک ما و سایر شرکتهای نرم افزاری باید تغییر کنیم و به این درک برسیم که صنعت نرم افزاربا سایر صنعتهای دیگر هیچ تفاوتی ندارد و شروع یک ایده نرم افزاری با سرمایه ۰ ریال یک حماقت بی معنی خواهد بود .

برای ارسال دیدگاه باید در سایت ثبت نام کنید


  • نظرات
    • admin

      بخش دوم این پست بعد از چند سال نوشته شده که میتوانید از لینک پایین آن را بخوانید http://goo.gl/TGNeR2

با ما باشید